مهمترین اختلالات متابولیکی در گاو شیری

اختلالات متابولیکی گاو شیری چه اهمیتی دارند؟

شیوع بیماری های حیوانی در جهان طی چند دهه اخیر به دلیل اهمیت اقتصادی و کاهش بهره وری تولید مورد توجه خاصی قرار گرفته است. گروهی از این بیماری ها تحت عنوان بیماری های متابولیکی مطرح هستند. اختلالات متابولیک یک یا چند فرایند متابولیکی بوده که بعنوان یک مشکل کلیدی در دوره انتقال گاوهای شیری مطرح می باشند. این اختلالات عمدتاً به دلیل تغییرات فیزیولوژیکی بین قبل و بعد از زایش اتفاق می افتد. فرآیندهای متابولیک، انتشار و تبدیل متابولیت هایی هستند که در فرآیندهای تولید تشکیل شده اند. انتخاب شدید برای تولید منجر به وابستگی به ذخایر بدن در اوایل دوره شیردهی شده و در نتیجه، شروع شیردهی سبب تعادل منفی انرژی می شود. این امر منجر به برهم زدن تعادل در هورمون ها و متابولیت ها شده که در نتیجه بروز بیماری های متابولیکی را در پی دارد. بنابراین تعجب آور نیست که بیشتر همبستگی ژنتیکی بین بسیاری از بیماری های متابولیکی و صفات تولید شیر در گاو شیری نامطلوب باشد. بیش از 50 درصد اختلالات متابولیكی طی دو هفته اول پس از زایمان گاو اتفاق می افتد و بخش اعظمی از گله های گاو شیری درگیر اختلالات متابولیكی می باشند. تنش فیزیولوژیک وارد شده طی هفته های اولیه پس از زایش که به دوره انتقال معروف است ، سبب توجه ویژه تولیدکنندگان و محققین به این دوره شده است. از این رو ثبت اطلاعات مرتبط با بیماری ها و شناسایی عوامل مدیریتی و ژنتیکی مرتبط با این دوره حساس اهمیت زیادی پیدا کرده است. در سال 1988 اولین بررسی عمده در زمینه فرصت های ثبت رکورد و در نتیجه استراتژی های اصلاحی جهت بهبود بیماری های تولیدی منتشر شد. پس از آن، چندین کشور با استفاده از داده های ثبت شده توسط تولید کنندگان، ارزیابی ژنتیکی را برای صفات سلامتی انجام دادند. عدم تعادل فیزیولوژیکی حیوان پس از زایش با بروز اختلالات متابولیکی مرتبط می باشد که تاکنون در زمینه دامپزشکی این اختلالات به تناوب ثبت گردیده و مجموعه ای 72 حالتی از متابولیسم حیوان (بیشتر علت و برخی تشخیص های توصیفی) در کمیته بین المللی سلامت (ICAR) تشکیل شده است. همچنین توصیه های زیادی در خصوص ثبت اطلاعات بیشتر به صورت سیستماتیک در سیستم های پرورشی صورت گرفته است. در ادامه به برخی از مهمترین اختلالات متابولیکی گاو شیری پرداخته شده است.

كتوز:

به دلیل تغییر در شرایط فیزیولوژیک حیوان قبل و بعد از زایش و وارد شدن حیوان از مرحله خشکی به مرحله شیرواری تعادل منفی انرژی در ابتدای زایش اتفاق می افتد که تجمع غلظت اسیدهای چرب غیراستریفیه در کبد را در پی دارد. علت اصلی این پدیده كاهش مصرف خوراك و افزایش تولید شیر بوده كه در نتیجه سبب بروز ناهنجاری متابولیکی بنام کتوز می شود.‌ كتوز به دو صورت بالینی و تحت بالینی اتفاق می افتد که بیشترین احتمال بروز آن طی سه هفته اول پس از زایش می باشد. در فرم تحت بالینی غلظت بتاهیدوركسی بوتیرات خون بین 1 تا 1/4 میلی مول در لیتر می باشد. مطالعات منتشر شده در این زمینه در ایالات متحده میزان وقوع کتوز تحت بالینی در گاوهای شیری هلشتاین را 43 درصد با دامنه وقوع 26 تا 56 درصد گزارش کردند و اذعان داشتند که هفته اول پس از زایش احتمال وقوع آن 29 درصد می باشد. همچنین مطالعه منتشر شده روی گاوهای شیری هند نشان دادکه میزان نرخ وقوع کتوز در گاوهای شیری به طور متوسط 36/7 درصد می باشد که 27/2 درصد آن را گاوهای مبتلا به کتوز بالینی و 9/5 درصد آن را گاوهای مبتلا به کتوز تحت بالینی تشکیل داده اند. در مطالعه ای دیگر، میانگین کتوز تحت بالینی 21/8 درصد با دامنه 11/2 تا 36/6 گزارش شده.

تاکنون عوامل مختلفی بر بروز کتوز گزارش شده است که از مهمترین آنها به مدیریت تغذیه ای در اوایل دوره شیردهی اشاره شده است. سایر عوامل موثر بر نرخ وقوع کتوز به تعداد شکم زایش، فصل زایش، پتانسیل ژنتیکی حیوان و سطح تولید شیر اشاره شده است. وقوع کتوز سبب افزایش هزینه ها و کاهش سود دامپروی می شود. در مطالعه ای گزارش شده است که کتوز تحت بالینی شانس ابتلا به سایر ناهنجاری ها از قبیل كتوز بالینی، متریت و‌ جابجایی شیردان افزایش داده و مشخصاً احتمال ابتلای آنها را تا 5 برابر افزایش داده است. در گزارش منتشر شده دیگری به همبستگی منفی بین غلظت بتاهیدوركسی بوتیرات خون (بین 1/1 تا 1/6 میلی مول بر لیتر) و عملکرد تولید مثلی در هفته های اول پس از زایش اشاره شده است و بیان شده که علاوه بر كاهش نرخ آبستنی، احتمال حذف در سطح گله را نیز افزایش می دهد. همچنین در مطالعات دیگری به ارتباط منفی بین کتوز و سطح تولید اشاره شده و بیان کرده اند که گاوهای مبتلا به کتوز طی هفته های نخست شیرواری تولید را به مقدار معنی دار کاهش داده و همچنین در صورت حاد بودن و طولانی شدن دوره ابتلا، شیر کل دوره را نیز تحت شعاع قرار داده است.

لنگش:

یکی از مهمترین صفات اقتصادی برای گاوهای شیری محسوب می شود که از دو طریق بیماریهای عفونی (مانند درماتیت انگشتی و پوسیدگی پا) و ضایعات ناشی از اختلال در شاخ پنجه (به عنوان مثال زخم، خونریزی، جدایی خط سفید) به وجود می آید. از آنجایی که بروز لنگش تحت فاکتورهای مدیریتی است، از این رو نرخ وقوع آن در گاوداری های مختلف متفاوت می باشد. نرخ وقوع لنگش در گاوهای شیری بین 21 درصد تا 36 درصد گزارش کرده اند. بیشترین نرخ وقوع لنگش که تاکنون گزارش شده است مربوط به گاوهای هلشتاین هلند می باشد که در آن بیان شده حدود 70 درصد گاوها در سال حداقل یكبار به یكی از اختلالات پنجه دچار می شوند. اختلالات پنجه حدود 92 درصد از كل اختلالات مربوط به لنگش را به خود اختصاص می دهد.

عوامل ژنتیکی و مدیریتی متعددی در بروز این ناهنجاری نقش دارند. عوامل موثر بر بروز لنگش که تاکنون گزارش شده اند عبارتند از: فصل زایش، مرحله شیرواری و طول دوره آبستنی، شکم زایش و سن دام، اثر بیماری ها و ناهنجاری هایی از قبیل اسیدوز. لنگش یکی از عوامل موثر بر حذف دام از گله محسوب می شود از این رو با متحمل کردن هزینه های جایگزینی و پرورشی بر دامدار نقش بسزایی در کاهش سودآوری دارد، از این رو مدیریت عوامل مختلف موثر بر لنگش می تواند به کاهش زیان های مالی کمک نماید. لنگش تأثیرات منفی بر عملكرد تولیدی و تولیدمثلی دام داشته است. طبق گزارشات اخیر، لنگش ارتباط نزدیكی با تولیدمثل داشته و سبب كاهش نرخ باروری در گله شده است. همچنین هر مورد وقوع لنگش فاصله زایش تا اولین تلقیح و فاصله زایمان تا اولین تلقیح منجر به آبستنی را به صورت معنی دار افزایش داده است و میزان باروی كمتری (30 درصد) نسبت به گاوهای سالم را تجربه کرده اند. در مطالعه ای نشان داده شده که هر مورد وقوع لنگش به طور متوسط سبب کاهش 1/5 تا 2/8 کیلوگرم تولید شیر روزانه و در طول یک دوره شیرواری به طور متوسط در شکم زایش های مختلف سبب افت 310 کیلوگرمی تولید شیر شده است. همچنین در گزارش منتشر شده دیگری نشان داده شده که زخم كف و خط سفید در یك دوره شیرواری به ترتیب سبب افت 574 و 369 كیلوگرم شیر شده است. برای فلگمون بین انگشتی در طی 305 روز شیردهی نیز كاهش شیر 10 درصدی گزارش شده است.

متریت:

بیماری رحمی است که طی 21 روز اول زایش اتفاق می افتد، که از نشانه های این عارضه، تب، خروج مایع لزج بد بو به رنگ قرمز مایل به قهوه ای از فرج گاو می باشد. این بیماری به دلیل اینکه طی سه هفته اول پس از زایش (دوره انتقال) اتفاق می افتد علاوه بر یک ناهنجاری تولیدمثلی جزء بیماری های متابولیکی قرار می گیرد. در پژوهش های پیشین نشان داده شد که فاکتورهایی مثل سخت زایی، جفت ماندگی، دوقلوزایی و مرده زایی خطر ابتلا به متریت را به طور قابل ملاحظه ای افزایش می دهند. به طور میانگین میزان وقوع متریت در شکم های مختلف گاوهای شیری از 0/7 تا 69 درصد گزارش شده است. تفاوت در روش های تشخیص بیماریهای عفونی رحم در مطالعات مختلف، یکی از دلایل گزارش دامنه وسیع میزان وقوع متریت در منابع عنوان شده است. دامپزشک مزرعه مسئول تشخیص بیماری در بازدیدهای متداول مربوط به سلامت گله محسوب می شود. از این رو، بهبود در روش های عملی کنترل و بازبینی سلامت گله بسیار ضروری است.

مهم ترین فاکتور موثر بر وقوع متریت، جفت ماندگی محسوب می شود، همچنین دو فاکتور میزان ماده خشک مصرفی و سیستم ایمنی نیز طی چند روز اول پس از زایمان خطر ابتلا را تحت شعاع قرار می دهند. در مطالعه ای نشان داده شد که متریت بر حذف دام از گله و بروز بیماری های متابولیکی نظیر کتوز تاثیر گذاشته و بخت ابتلا به آن را 1/7 برابر بیشتر می کند. در مورد تاثیر متریت بر میزان تولید شیر در پژوهش های پیشین اختلاف نظرهایی مشاهده می شود. برخی از محققین اذعان داشتند که متریت اثر سوء بر تولید شیر داشته است. ولی برخی نیز گزارش کردند که تأثیر معنی داری بر روی تولید شیر دوره نداشته است این تفاوت ممکن است تا حدودی به وسیله شکم های مختلف زایش قابل توضیح باشد. دلیل این تفاوت به میزان ماده خشک مصرفی بر می گردد. به دلیل اینکه در میزان خوراک مصرف شده بین شکم های مختلف در مقایسه با شکم اول که تحت تأثیر متریت قرار گرفته اند تفاوت وجود دارد به طوری که گاوهای چند شکم زایش متریتی در مقایسه با گاوهای چند شکم زایش سالم، ماده خشک کمتری را دریافت کردند. در صورتی که در گاوهای شکم اول سالم و متریتی تفاوت معنی داری در میزان ماده خوراکی مصرفی وجود نداشت. از این رو به دلیل کاهش مصرف خوراک در گاوهای متریتی سطح انرژی دریافتی در طول دوره بیماری کاهش یافته و میزان تولید شیر را تحت تأثیر قرار می دهد. در تحقیقات پیشین آورده شده است که گاوهای چند شکم زایش که دچار متریت شدند در مقایسه با گاوهای غیر متریتی طی 2 تا 20 هفته پس از زایش، بسته به حدت بیماری به طور متوسط روزانه 2 تا 13 کیلوگرم کاهش تولید شیر داشتند.

وضعیت تولیدمثلی بیشترین تاثیر را بر روی تصمیم گیری حذف دارد. بنابراین بیماری های عفونی رحمی باعث کاهش عملکرد تولیدمثلی شده و خطر حذف را به مقدار قابل ملاحظه ای افزایش می دهند. متریت تأثیر منفی بر عملکرد تولید مثلی داشته و خسارت هنگفتی را به دامداران تحمیل می کند. در گاوهای متریتی، فاصله زایش تا اولین تلقیح طولانی تر بوده و تعداد تلقیح به ازای آبستنی بیشتر است. متریت روز های باز را 13 تا 28 و به طور میانگین 18 روز افزایش می دهد. علاوه بر هزینه دارو و خدمات دامپزشکی، کاهش میزان تولید شیر و تداوم شیردهی، کاهش راندمان تولید مثلی، حذف زود هنگام، افزایش هزینه های جایگزینی و نیروی کار، متریت موجب کاهش میزان رفاه و آسایش دام می شود.

جفت ماندگی:

جفت ماندگی یکی از ناهنجاری های تولیدمثلی رایج پس از زایش در گاو شیری محسوب می شود که در دوره انتقال اتفاق می افتد. زمان طبیعی دفع جفت، 0/5 تا 8 ساعت (متوسط 6 ساعت) بعد از زایش است. به باقیماندن جفت بیش از 24 ساعت پس از زایش، جفت ماندگی می گویند که بر اثر جدا نشدن کوتیلدون از کارانکولهای رحم و بی حرکت شدن (آتونی) رحم رخ می دهد. میانگین نرخ وقوع جفت ماندگی در ایالات متحده آمریکا 8/7 درصد گزارش شده است. دامنه وقوع آن بین گله های مختلف در اقسا نقاط دنیا بین 4 تا 18 درصد گزارش شده است. فاکتورهای زیادی بر میزان وقوع جفت ماندگی در سطح گله موثر می باشند که عبارتند از: مرده زایی، چندقلوزایی، سخت زایی، سقط ، فصل زایش، طول دوره آبستنی و شرایط تغذیه ای. جفت ماندگی از جمله عوامل مؤثر بر وقوع متریت و اندومتریت و تب شیر محسوب می شود.

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.