کروم در تغذیه دام و طیور

نیاز پستانداران به کروم برای اولین بار توسط شوارز و مرتز تشخیص داده شد و از آن پس، کروم به عنوان یک عنصر ضروری در پستانداران مورد توجه قرار گرفت. کروم 3 ظرفیتی از دهه 70 میلادی یعنی زمانی که بهبود معنی دار در تحمل گلوکز 2 بیمار به دلیل تغذیه طولانی مدت کلرید کروم به صورت پرنترال گزارش شد به عنوان یک عنصر ضروری کم نیاز برای انسان مورد توجه قرار گرفت. در سال 1996 سازمان جهانی سلامتCr3+ را به عنوان یک عنصر ضروری کم نیاز معرفی کرد. از آن پس اثبات ضروری بودن Cr3+ تقریباً بطور کامل بر مبنای گزارشها در مورد 5 بیمار دریافت کننده کروم به صورت پرنترال انجام شد که این موضوع توسط استرنز به دلیل وضعیت سلامت عمومی این بیماران و موارد مشکوک دیگر مورد انتقاد قرار گرفت. استرنز یک عنصر ضروری کم نیاز را چنین تعریف کرد:

این عنصر باید به صورت طبیعی در بدن وجود داشته و دارای یک یا چند وظیفه شناخته شده باشد، کمبود آن منجر به یک بیماری یا بعضی معایب عملکردی شود و علائم بیماری یا آسیب عملکردی ایجاد شده در اثر کمبود باید با اضافه کردن عنصر مذکور به جیره کاهش یابد. در حال حاضر مدرک قاطعی که ضروری یا غیر ضروری بودن کروم را به عنوان یک عنصر کم نیاز نشان دهد، وجود ندارد. بهترین طبقه بندی برای کروم می تواند به این صورت باشد: یک عنصر مفید تغذیه ای و دارویی.

کشف کروم:

فلز کروم به شکل PbCrO4 در سال 1798 توسط واکوئلین کشف شد. اثرات سرطان زایی کروم شش ظرفیتی در اواخر قرن نوزدهم هنگام بررسی تومورهای بینی کارگران حمل کننده رنگیزه های کروم در اسکاتلند کشف شد. در دهه 1930 تحقیقات روی شیوع سرطان ریه در کارگران حمل کننده رنگیزه کروم متمرکز شدند و در سال 1936 در کشور آلمان، سرطان ریه به عنوان یک بیماری شغلی در این کارگران شناخته شد. از آن پس، کروم بخصوص به عنوان یک ماده معدنی با اثرات سمی برای موجودات زنده مورد مطالعه قرار گرفت.

خصوصیات شیمیایی کروم:

کروم بیست و یکمین ماده معدنی فراوان در پوسته کره زمین می باشد. کروم یک عنصر فلزی است که می تواند در وضعیت های اکسیداسیونی متنوعی وجود داشته باشد، اما غیر از حالتهای 0، 2+، 3+ و 6+، سایر اشکال این عنصر، کمیاب و ناپایدار هستند. از لحاظ بیولوژیکی، اشکال کروم 3 و 6 ظرفیتی دارای بیشترین اهمیت می باشند. کروم فلزی (0) بطور طبیعی در پوسته زمین یافت نمی شود و از نظر بیولوژیکی خنثی می باشد. بیشتر ترکیبات کروم، هالیدها، اکسیدها و سولفیدها هستند.

کروم 2 ظرفیتی یک احیا کننده قوی می باشد که به سادگی هنگام تماس با هوا اکسید شده و به کروم 3 ظرفیتی تبدیل می شود. این موضوع نشان می دهد که چرا کروم 2 ظرفیتی در سیستم های بیولوژیکی حضور ندارد. کروم 3 ظرفیتی در طبیعت در همه جا یافت می شود، در حالیکه اعتقاد بر این است که کروم 6 ظرفیتی ساخته بشر بوده و بطور طبیعی در محیط یافت نمی گردد. خوراکها حاوی هر دو شکل آلی و غیرآلی کروم می باشند. کروم 6 ظرفیتی به عنوان یک عامل اکسید کننده قوی و یک ماده سرطان زای نیرومند شناخته شده است. این شکل از کروم به صورت کرومات و دی کرومات به اکسیژن متصل شده و توان اکسید کنندگی بالایی دارد. کروم 3 ظرفیتی پایدارترین حالت اکسیداسیونی کروم بوده که در موجودات زنده یافت می شود. این شکل از عنصر کروم توانایی عبور آسان از غشاهای سلولی را نداشته و لذا واکنش پذیری بسیار پایینی دارد که این ویژگی مهمترین وجه تمایز آن از کروم 6 ظرفیتی می باشد.

جذب کروم:

کروم 6 ظرفیتی اصولاً از طریق استنشاق و یا به دلیل آلودگی صنعتی وارد بدن انسان یا حیوان می شود. ترکیبات واجد کروم 6 ظرفیتی از ترکیبات حاوی کروم 3 ظرفیتی حلالیت بالاتری داشته و هنگامی که بطور مستقیم وارد روده می شوند، بهتر مورد جذب قرار می گیرند. این موضوع با استفاده از آزمایشات ایزوتوپ که نشان داده اند محتوای کروم در خون هنگامی که ایزوتوپ به صورت کروم 6 ظرفیتی استفاده شود، 3 تا 5 برابر بیشتر می باشد ثابت شده است. با این وجود، به نظر می رسد هنگامی که کروم به صورت خوراکی مصرف می شود، مقدار زیادی از کروم 6 ظرفیتی قبل از رسیدن به محل جذب در روده کوچک به کروم 3 ظرفیتی احیا می شود. چن و همکاران گزارش نمودند که مسیر اصلی ورود کروم 3 ظرفیتی به بدن موجود زنده، از طریق سیستم گوارشی می باشد. به گفته این محققین در موش های صحرایی محل اصلی جذب فعال، دوازده بوده و جذب در ایلئوم و ژژونوم با کارایی کمتری انجام می شود. داولینگ و همکاران گزارش کردند که کروم 3 ظرفیتی غیرآلی توسط فرآیند انتشار غیر فعال جذب می شود. فاکتورهای غذایی متعددی جذب عنصر کروم را تحت تأثیر قرار می دهند. مشخص شده است که نشاسته، قندهای ساده، اسید آسکوربیک، اگزالات، اسید نیکوتینیک و اسیدهای آلی، میزان جذب کروم را افزایش می دهند. همچنین گزارش شده که برخی اسیدهای آمینه و هیستامین منجر به افزایش میزان جذب کروم می گردند. مصرف مشتقات اسید استیل سالیسیلیک، جذب کروم را افزایش می دهند، در حالیکه فیتات زیاد، کلسیم، منگنز، تیتانیوم، روی، وانادیوم و آهن، جذب این عنصر را با کاهش روبرو می سازند.

زیست فراهمی منابع آلی و غیر آلی کروم:

آندرسون و همکاران و وینسون و سیائو بیان کرده اند که زیست فراهمی منابع کروم بر اساس توانایی آنها در تغییر متابولیسم گلوکز تعیین می گردد. منابع آلی کروم می توانند حدود 20 تا 30 مرتبه کارآمدتر از منابع غیرآلی جذب شوند. در موش های صحرایی تغذیه شده با جیره های مکمل شده با کلرید کروم، میزان جذب ظاهری کروم در حد 0/9 درصد تخمین زده شد، در حالیکه این میزان برای منابع آلی کروم مانند نیکوتینات کروم، پیکولینات کروم و کمپلکس دی نیکوتینیک اسید- دی گلایسین- سیستئین- اسید گلوتامیک-کروم به ترتیب 1/3، 1/1 و 0/6 درصد بود. میزان جذب کلرید کروم در انسان بین 0/1 تا 0/4 درصد است، در حالیکه در مورد پیکولینات کروم، 2/8 درصد می باشد. میزان جذب کروم از مخمر آبجو در انسان بین 5 تا 10 درصد تخمین زده شده است. تخمین غیرمستقیم از طریق ارزیابی میزان دفع کلیوی در انسان نشان داد که میزان جذب کروم از منابع پلی نیکوتینات کروم، کمپلکس کروم- نیکوتینات- گلایسینات و پیکولینات کروم، چندین بار بیشتر از کلرید کروم می باشد. همچنین پیشنهاد شده که کروم از منابع پروپیونات و کلاتهای آمینو اسیدی، میزان جذب بالاتری نسبت به منابع غیرآلی دارد.

دسته ها: وبلاگ

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.